یادداشت؛
رازِ ایستادگی در میدان
در 146 روز گذشته این حقیقت بیش از هر زمان دیگری آشکار شد. آنچه یک رزمنده یا یک امدادگر را سرپا نگه میدارد، تنها آموزش یا تجهیزات نیست، بلکه یاد و مهر خانوادهای است که پشت سر او ایستاده است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «دیار آفتاب» حسین معافی، فعال فرهنگی و اجتماعی در یادداشتی نوشت: در 146 روز گذشته، سرزمین ما روزهایی را پشت سر گذاشته که بر دل هر ایرانی خطی از التهاب و دلتنگی کشیده است، روزهایی که شاید آیندگان، وقتی تاریخ را ورق میزنند، آن را «جنگ رمضان» بنامند.
جنگی ناخواسته و تلخ که آمدنش مثل تندر، آسمان آرام یک شب بهاری را شکافت و لرزش آن تا دل کوچکترین خانهها رسید. اما در میانهی این تاریکیِ ناگهانی، یک روشنایی خاموش نشد، خانوادههایی که با دلهایشان ایستادند.
در این دوران پر التهاب، مردم ما شاید غافلگیر شده باشند اما هرگز بیپشتوانه نماندند زیرا ریشهای داشتند که از هزاران سال پیش تا امروز ادامه یافته، ریشهی عشق، سنت، همدلی و پیوندهایی که نامش را خانواده گذاشتهایم.
این همان نیرویی است که حتی در سختترین لحظهها، صدای قلب یک ملت را زنده نگه میدارد.
خانواده در فرهنگ ایرانی تنها یک واحد اجتماعی نیست، پناه، سنگر و نخستین مدار حمایتی انسان است.
در روزهای جنگ، این حقیقت بیش از هر زمان دیگری آشکار میشود. آنچه یک رزمنده یا یک امدادگر را سرپا نگه میدارد، تنها آموزش یا تجهیزات نیست، بلکه یاد و مهر خانوادهای است که پشت سر او ایستادهاند، دستانش را گرما بخشیده و بر دلش صبر میگذارند.
در چنین روزهای دشوار، خانههای ایرانی دوباره همان کارکرد تاریخی خود را بازیافتهاند و به دژهای عاطفی و معنوی تبدیل شدند.
مادری که شب تا صبح چراغ خانهاش روشن است، پدری که با وجود اضطراب، ستون صبر میماند، همسری که امید میبخشد و فرزندانی که با نگاهشان نیرو میدهند، همه و همه بخشی از نیرویی هستند که مقاومت یک ملت را شکل میدهد.
در فرهنگ ایرانی، دورهمیهای خانوادگی، آئینهای همیاری و سنتهایی مانند نذر، نماز جماعت، اطعام همسایگان و دلجویی از داغدیدگان، همیشه به مردم کمک کردهاند تا در برابر سختیها انعطافپذیر بمانند. در زمان جنگ، این سنتها از نو جان میگیرند.
خانوادهها، چه در شهر و چه در روستا، مسئولیت مراقبت از یکدیگر را با جدیت بیشتری بر دوش میکشند. مادران و پدران نه تنها به فکر اعضای خانوادهی خود هستند، بلکه به فکر خانوادههای همسایه، دوستان و حتی کسانی میافتند که پیشتر نمیشناختند.
در چنین شرایطی، خانواده به یک هستهی مقاومتی اجتماعی تبدیل میشود.
حمایت عاطفی خانواده سبب میشود افراد با احساس تنهایی، ترس و بیپناهی روبهرو نشوند. نسلهای مختلف کنار هم قرار میگیرند، سالمندان با تجربیاتشان آرامبخش میشوند. جوانان با انرژیشان دلگرمی میآورند و کودکان با امید و معصومیتشان انگیزه ایجاد میکنند.
این همبستگی چندنسلی، میراثی است که در لحظات سخت، ارزش آن چند برابر میشود.
از سوی دیگر، نقش خانواده تنها در ایجاد آرامش و حمایت روانی خلاصه نمیشود.
بسیاری از خانوادهها بهطور خودجوش در امور امدادی، داوطلبانه و پشتیبانی مشارکت میکنند. برخی در تأمین نیازهای ضروری کمک میکنند، برخی سرپناه فراهم میکنند و برخی با حضور در گروههای کمکرسانی بار بزرگی را از دوش دیگران برمیدارند.
این رفتارها نشان میدهد که انسان ایرانی، چه در روز صلح و چه در روز سختی، بر اساس فرهنگی تربیت شده که محور آن همدلی و یاری رساندن است.
در دوران جنگ رمضان، نقش خانواده فراتر از یک نهاد اجتماعی است خانواده قلب تپندهی مقاومت، امید و انسانیت ملت است.
خانواده نهتنها به افراد توان ادامه دادن میبخشد، بلکه شبکهای از عشق و همبستگی میسازد که از دل آن، یک جامعه با اراده و مقاوم پدید میآید، جامعهای که حتی در تاریکترین روزها، چراغ امید را روشن نگاه میدارد.
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!