یک كارشناس مسائل سياسى استان مركزى:
آمریکا در جنگ رمضان متحمل شکستی سنگین شد
یک كارشناس مسائل سياسى استان مركزى گفت: آمریکا در جنگ رمضان متحمل شکستی سنگین شد. با وجود بودجه میلیاردی نظامی، آمریکا نه تنها نتوانست به اهداف خود دست یابد، بلکه با تلفات و تخریب تجهیزات، اقتدار بینالمللیاش خدشهدار شد.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پايگاه خبرى تحليلى «ديار آفتاب» جنگ رمضان به مثابه آزمونی سخت برای قدرتهای جهانی و نمایشگر اقتدار دفاعی و استراتژیک جمهوری اسلامی ایران بود. این رویارویی، که با هدف تجزیه و تضعیف ایران طراحی شده بود، با مقاومت جانانه و هوشمندی مثالزدنی نیروهای ایرانی ناکام ماند و آمریکا را با شکستی غیرمنتظره مواجه ساخت.
تحولات پس از این واقعه، بار دیگر توانمندیهای ایران در حفظ تمامیت ارضی و دفاع از منافع ملی را در سطح بینالمللی به اثبات رساند و پرسشهای مهمی را در خصوص توازن قدرت آینده و نقش ایران در معادلات جهانی مطرح کرد.
در ادامه به ریشهیابی اهداف پشت پرده این جنگ، تحلیل پیامدهای آن برای قدرتهای مداخلهگر و تشریح برگهای برنده ایران در این عرصه با محمدجواد يارى كارشناس مسائل سياسى استان مركزى به گفتگو پرداختيم كه در ادامه به شرح آن مى پردازيم.
ديار آفتاب: اهداف اصلی آمریکا در جنگ رمضان چه بود و چه نتایجی به دست آورد؟
يارى: ایالات متحده آمریکا در جنگی که از 9 اسفندماه آغاز کرد، اهداف کلان و بلندپروازانهای را دنبال میکرد. هدف اصلی و اساسی آنها، سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران و در نهایت تجزیه کشور به 6 بخش مجزا بود.
این طرح تجزیه، نشان از یک برنامه حسابشده و خصمانه علیه تمامیت ارضی و استقلال ایران داشت. اما این اهداف شوم با مقاومت سرافرازانه ایران ناکام ماند و نیروهای مهاجم با دست خالی و بدون دستیابی به هیچیک از خواستههایشان مجبور به عقبنشینی شدند.
این جنگ، آمریکا به عنوان یک مدعی قدرت جهانی، شکستی مفتضحانه را تجربه کرد. بودجه میلیاردی نظامی این کشور که آن را نماد ابرقدرتی و نفوذ جهانی خود میدانست، نتوانست کارایی لازم را از خود نشان دهد.
نه تنها هدف تجزیه ایران سه روزه محقق نشد، بلکه سیاستمداران غربی نیز به شکست سنگین آمریکا در این رویارویی اذعان کردند. آمریکا در این جنگ نتوانست قوانین نظامی و توان موشکی ایران را از بین ببرد و ضربات سنگینی دریافت کرد.
ديار آفتاب: آمریکا در این جنگ چه خساراتی متحمل شد و ابهت بینالمللی آن چگونه خدشهدار شد؟
يارى: در جریان جنگ رمضان، آمریکا با تلفات قابل توجهی روبرو شد. هفده پایگاه نظامی که برای عملیات خود ایجاد کرده بود، بی اعتبار، تخریب و نابود شدند. این امر باعث شد تا ابهت و تصور امنیت و اقتدار آمریکا در چشم جهانیان به شدت شکسته شود.
علاوه بر این، در این درگیریها حدود ۲ هزار نظامی آمریکایی کشته و زخمی شدند و هیچ دستاوردی برای آنها حاصل نشد. این شکست، اعتبار بینالمللی آمریکا را زیر سوال برد و نشان داد که توان نظامی این کشور در برابر اراده مقاومت ایران کارایی لازم را ندارد.
اگر امروز ترامپ بخواهد صحنه جنگ را ترک کند و آمریکا از منطقه خارج شود، آمریکا با چالشهای جدیتری روبرو خواهد شد. تنگه هرمز، که یک منبع درآمدی حیاتی برای ایران محسوب میشود و ایران میتواند با کنترل آن، جریان نفت را مدیریت کند، به یک اهرم فشار تبدیل خواهد شد.
ديار آفتاب: طرحهای اقتصادی و فشارهای احتمالی آمریکا علیه ایران چگونه عمل میکند و ایران چه برگهای برندهای در دست دارد؟
يارى: آمریکا ممکن است با اقداماتی نظیر محاصره دریایی و ایجاد اختلال در اقتصاد جهانی، سعی در وارد کردن فشار اقتصادی سنگین به ایران داشته باشد.
هدف از این اقدامات، تحت تأثیر قرار دادن اقتصاد ایران، ایجاد نارضایتی در میان مردم و در نهایت وادار کردن دولت به تسلیم است. اما این طرحها در صورت اجرا، باعث افزایش قیمتها در اقتصاد جهانی و مقصر شناخته شدن آمریکا در سطح بینالمللی خواهد شد.
ایران در مقابل این تهدیدات، برگهای برنده متعددی در اختیار دارد. با داشتن ۷۰۰۰ کیلومتر مرز زمینی با دهها کشور بزرگ، از جمله روسیه که حدود ۳۰ درصد غلات و گندم جهان را تولید میکند و همچنین کشورهایی مانند پاکستان، ترکیه و افغانستان که میتوانند در تامین نیازها نقش داشته باشند، ایران از ظرفیتهای بالایی برخوردار است.
مدیریت انقلابی و کارآمد میتواند این ظرفیتها را فعال کند. همچنین، ایران میتواند با بستن کابلهای اینترنت جهانی که از خلیج فارس عبور میکنند، اقتصاد دیجیتال را تحت تأثیر قرار دهد.
علاوه بر این، هدف قرار دادن آرامکو، بزرگترین شرکت نفتی جهان در عربستان، که روزانه بیش از ۸ تا ۱۰ میلیون بشکه نفت تولید میکند، میتواند یک اهرم فشار قدرتمند باشد.
ديار آفتاب: نقش رسانه و شناخت در جنگ روانی علیه ایران چیست و مسئولان کشور چه رویکردی باید داشته باشند؟
يارى: دشمن با استفاده از رسانه و جنگ روانی، تلاش میکند شکست خود را به پیروزی تبدیل کند و افکار عمومی جهان را علیه ایران بسیج کند. در این میان، شکستن ابهت و اقتدار آمریکا در چشم جهانیان یک دستاورد بزرگ است که نباید نادیده گرفته شود.
مسئولان کشور، به ویژه رئیس جمهور، وزیر خارجه و سایر مقامات ارشد، باید از تجربه ترامپ در استفاده از رسانه درس بگیرند و مواضعی قاطع و مقتدرانه اتخاذ کنند.
به جای استفاده از توئیتهایی که به ضرر منافع ملی تمام میشود، مسئولان باید از مشاوران رسانهای حرفهای کمک بگیرند. در شرایط جنگی، صحبت از صلح بدون داشتن موضع اقتدار، به معنای پذیرش شکست و عقبنشینی است.
بستن تنگه هرمز و اجرای تهدیدات معتبر، باید در دستور کار جدی قرار گیرد تا دشمن هزینه اقدامات خود را احساس کند.
ديارآفتاب: آیا مذاکره با آمریکا راهگشا است و تحت چه شرایطی ایران میتواند وارد مذاکره شود؟
يارى: تجربه تاریخی نشان میدهد که مذاکره با آمریکا، به ویژه در شرایط ضعف و تسلیم، راه به جایی نخواهد برد. آمریکا در طول صد سال گذشته بارها با کشورهای مختلف مذاکره کرده و به تعهدات خود عمل نکرده است.
ایران نیز در ۴۷ سال گذشته هشت بار با آمریکا مذاکره کرده، اما آمریکا به تعهدات خود عمل نکرده و حتی به ایران حمله نظامی کرده است. بنابراین، کسانی که بر طبل مذاکره بیقید و شرط میکوبند، یا از سیاست بیاطلاع هستند یا خائن.
مذاکره تنها در یک صورت برای ایران قابل قبول است: پذیرش شروط 10 گانه ایران، به ویژه حفظ حاکمیت مطلق ایران بر تنگه هرمز و برداشتن فشار از محور مقاومت. در غیر این صورت، هرگونه مذاکره یا حماقت است یا خیانت.
تنها راه عقبنشینی آمریکا، افزایش هزینه اقداماتشان است. اگر هزینه انسانی و مادی برای آمریکا بالا نرود، آنها به اقدامات خصمانه خود علیه ایران ادامه خواهند داد. مسئولان کشور باید با اتخاذ مواضع قاطع و تهدیدات معتبر، دشمن را وادار به عقبنشینی کنند.
انتهاى خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!